دلایل افت عجیب سوددهی صندوق ذخیره فرهنگیان

کارشناسان کاهش افت سود صندوق ذخیره فرهنگیان و ضرر یک هزار میلیاردی از این بابت را نشان‌دهنده سوءمدیریت می‌دانند، و در همین رابطه رئیس تیم تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره معتقد است" وقتی از صندوق چیز نمانده است سودی ندارند و از موجودی پرداخت می‌کنند."

به گزارش تهران نیوز،    جبار کوچکی نژاد در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی  در پاسخ به این پرسش که برخی افراد مدعی هستند در گزارش نهایی تیم تحقیق و تفحص از واژه اختلاس یکبار هم استفاده نشده است و به موارد تخلف اشاره شده اظهار کرد: متاسفانه حاکمیت باند سیاسی شدید در صندوق ذخیره باعث شده است تا شاهد حمایت از متخلفان باشیم و البته نباید از این مورد نیز تعجب کرد.

وی افزود:اسناد تخلفات در صندوق ذخیره از هیئت مدیره تا مدیرعامل موجود است و اختلاس در بانک سرمایه نیز روشن است و ۴ تا ۵ هزار صفحه اسناد درباره تخلفات وجود دارد که دادگاه باید مشخص کند اختلاس است یا نه.

* صندوق ذخیره فرهنگیان سهامدار عمده بانک سرمایه

رئیس تیم تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان گفت: بیش از ۲۰ نفر از متهمان پرونده صندوق ذخیره و بانک سرمایه در زندان بودند و تعدادی با قید وثیقه آزاد شده‌اند از سوی دیگر صندوق ذخیره سهامدار عمده بانک سرمایه است و نقش کلیدی را در انتخاب مدیرعامل بانک دارد.

کوچکی نژاد درباره علت افت سود صندوق ذخیره فرهنگیان عنوان کرد: وقتی از صندوق چیز نمانده است سودی ندارند و از موجودی پرداخت می‌کنند.

* افت هزار میلیاردی سود صندوق ذخیره

به گزارش تسنیم، در همین رابطه ابراهیم سحرخیز معاون سابق وزارت آموزش‌وپرورش معتقد است مشارکت اندک معلمان در انتخابات هیئت امنای صندوق ذخیره فرهنگیان این موضوع را اثبات کرد، آنها خواستار تغییرات اساسی در صندوق ذخیره فرهنگیان هستند و با انتخاب دو نماینده در هیئت امنا کاری نمی‌توان انجام داد بلکه ساختار اداره صندوق ذخیره باید تغییر کند.

وی افزود: تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان آن قدر زمان‌بر شد که ارقام مختلفی از میزان تخلفات گزارش شد و اخیرا نیز می‌گویند ۱۵۰۰ میلیارد تومان از پول‌ها بازگشته است از سوی دیگر برخی متخلفان از کشور خارج شده‌اند.

معاون سابق وزارت آموزش‌وپرورش با اشاره به اینکه ماهانه حدود ۲۲ میلیارد تومان از حقوق معلمان به صندوق ذخیره فرهنگیان واریز  می‌شود، گفت: چطور است که سود سال ۹۱ این صندوق یک هزار و ۱۵۰ میلیارد تومان بود اما هم‌اکنون به ۱۴۰ میلیارد تومان تنزل داشته است و در شرایطی که می‌گویند ۶ درصد رشد اقتصادی داشتیم چرا سود صندوق تا این حد افت داشته است.

سحرخیز با اشاره به کاهش افت سود صندوق ذخیره فرهنگیان و ضرر یک هزار میلیاردی از این بابت خاطرنشان کرد: این مسئله نشان دهنده سوءمدیریت است. مدیران صندوق باید نگاه اقتصادی داشته باشند و نمی‌توان این صندوق را به دست سیاسیون سپرد.

می خواهند با این کار دهن معلمان منتقد را ببندند که بفرمایید ما صندوق را تحویل نمایندگان خودتان دادیم

اگر از نگاه آقای بطحایی و مرتضی حاجی به اختیارات هیات امنا نگاه کنیم، نماینده منتخب اعضای صندوق در هیات امنا یک دکور بیش نیست. نماینده ای که به گفته بطحایی " حق دخالت در وظایف هیات مدیره را ندارد؛ درواقع هیات امنا نمی‌تواند بگوید فلان قرارداد مالی بسته شود یا نشود یا فلان مبلغ پرداخت نشود چراکه این هیات تنها وظیفه سیاستگذاری برای صندوق را داشته و تنها سالی یکبار تشکیل جلسه می‌دهد." و به گفته مرتضی حاجی "وقتی که [هیات امنا ]هیات مدیره را انتخاب کرد دیگر در کار هیات مدیره دخالتی ندارد مگر در جلسات رسیدگی به عملکرد سال مالی قبلی و تدوین و تصویب بودجه‌ سال بعد." با این اختیارات آیا انتظارات همان 20 درصد واقعی یا مخدوش اعضای صندوق که به این انتخابات دل بسته بودند برآورده می شود؟ تصور من این است که وجود این دو نفر و یک بازرس افتخاری تاثیری در روند فعالیت های ده ها شرکت تو در توی زیر مجموعه صندوق نداردو صرفا برای اعتباربخشی به صندوق این پروژه اجرا می شود.

انتخاباتی که در بهمن ماه برای ورود دو عضو هیات امنا و یک بازرس افتخاری با مدیریت آقای حصیری  انجام شد، نتوانست اعتماد حداقل بخشی از اعضای صندوق را جلب کند. طبق اعلام مجریان تنها 21 درصد کل اعضای صندوق و 25 درصد واجدین شرایط رای دادن ، در انتخابات شرکت کردند. آرای منتخبان و غیر منتخبان  تا کنون به تفکیک افراد اعلام نشده است. 1800 نفر کاندیدا  ثبت نام کرده بودند. میانگین آرای کاندیداها چیزی حدود 1000 رای است. با توجه به اینکه کاندیدایی در سطح ملی وجود نداشت و انتخابات منطقه ای و استانی برگزارشد، به نظر می رسد بعضی از کاندیداهای راه یافته به دور دوم کمتر از 500 رای کسب کرده اند. شاید به همین دلیل است که آرای داوطلبان اعلام نمی شود. اگر از دید انتخاباتی بدون توجه به اینکه منتخبان تا چه حدی می توانند در اداره صندوق تاثیر بگذارند به مساله نگاه کنیم، این افراد جدا از اینکه با تقلب یا بدون تقلب بالا آمده باشند نمی توانند ادعای نمایندگی 840 هزار عضو صندوق را بکنند. اگر بگوییم معلمان این انتخابات را تحریم کرده بودند و یا بی اعتنا از کنار آن گذشتند سخن بیجایی نیست.

اختلاس گر 500 میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان با خیال راحت به آلمان گریخت افزایش اندازه قلم

جمعی ار فرهنگیان | تهران

اختلاس در صندوق ذخیره فرهنگیان

اختلاس گر 500میلیاردی صندوق ذخیره فرهنگیان با خیال راحت به آلمان گریخت.
اختلاس گر 100  میلیاردی نفتی ظرف 3 ساعت برای خوش گذرانی به کانادا رفت.
دزد بزرگ پتروشیمی در همین کشور داره حال می کنه.
یک سئوال بزرگ از مسئولان رده بالای کشور ...
مسئولان کجا هستید؟
نظارت کجاست .قانون کجاست .عدالت کجاست؟

آیا فرهنگیان عضو این دروغها را باور می کنند!!!!!!!
مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان: من به دنبال دفاع از هیچ فردی نیستم بلکه تنها هدف من دفاع از منافع فرهنگیان عضو صندوق است اما صندوق در مجموع با میانگین سود 17 درصد سالانه عملکرد قابل قبولی داشته است

مرتضی دزفولی داماد سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش مرد نیرومند ستاد وزارتخانه است ؛ تیم مدیریت وزارتخانه ، خسته ،فرسوده ، عقب مانده و امتحان پس داده است

مدیریت سایه در آموزش و پرورش و مرد نیرومند ستاد وزارتخانه

در میان حکم های انتصاب بطحایی وزیر آموزش و پرورش حكم انتصاب « مرتضي دزفولي» به سمت"دستيار ويژه وزير» کمتر دیده شده است. سیدمحمد بطحایی در تاریخ یکم آذر ماه طی جکمی چنین نوشت : جناب آقاي مهندس مرتضي دزفولي /با سلام/ نظر به مراتب تعهدو شايستگي جناب عالي به موجب اين ابلاغ با حفظ سمت به عنوان دستيار ويژه وزير منصوب مي شويد. در این حکم وزیر اظهار امیدواری کرده است که دستیار ویژه با همکاری و هماهنگی معاونان ، مشاوران و مدیران کل حوزه ستادی در انجام امور محول، موفق و موید باشد.

آقای مرتضی دزفولی داماد آقای سید محمدبطحایی است. تا قبل از وزارت بطحایی کسی در آموزش و پرورش دزفولی را ندیده است، ظاهرا سابقه کار در آموزش و پرورش ، چه به عنوان معلم و چه به عنوان مدیر ندارد . آقای بطحایی در حکم هایش  معمولا به سه ویژگی فرد منصوب اشاره می کند : 1-شایستگی 2- تعهد 3- تجارب ارزشمند ، اما در حکم آقای دزفولی به تجارب ارزشمند او اشاره نشده است. آقای دزفولی از دید آقای بطحایی فقط شایستگی و تعهد دارند و ایشان در این گفته خود صادقند، روشن است که اگر از دید آقای بطحایی  شایستگی و تعهد نداشت ، به افتخار دامادی ایشان نایل نمی شد.

 در آموزش و پرورش فامیل گرایی و رفیق گرایی حرف اول را در اعطای پستهای اداری می زند دزفولی مرد نیرومند وزارتخانه است. برخلاف زرافشان و حکیم زاده و ... که عاشق دیده شدن در رسانه های اصولگرا و تلویزیون هستند، دزفولی علاقه ای به ظهور و بروز در عرصه رسانه ای ندارد و همین موضوع ابهت او را در چشم مدیران ستادی بالا می برد. در حوزه ستادی همه حتی معاونان وزیر از او حساب می برند. او یک امتیاز ویژه دارد که دیگران ندارند. مرتضی دزفولی داماد وزیر آموزش و پرورش است. دفتر مجلل او در کنار دفتر وزیر در طبقه چهارم محل حل و فصل بسیاری از مسایل است. دزفولی با اتکا به موقعیت خانوادگی اش همه مدیران ستادی را به دفتر خود فرا می خواند .

معاونان و مشاوران و مدیران کل حوزه ستادی،  اگر از دوسه استثنا بگذریم خود را مکلف می دانند که به دزفولی در دفترش جوابگو باشند. برخوردهای او تند و از موضع بالا است و حالت استنطاق گونه دارد. برخی این ویژگی را به سوابق او در دایره عقیدتی – سیاسی نهادهای نظامی نسبت می دهند با این حال اطلاعات قطعی از گذشته او همچنان یک راز است. دزفولی  به قول معروف به معاونان وزیر و مشاوران او  رو نمی دهد. دزفولی چون سمت مشخصی در چارت وزارتخانه ندارد، به عنوان دستیار ویژه در همه امور دخالت می کند. دستیار ویژه چیزی مثل آچار فرانسه است که به درد همه کاری می خورد.

در دوره وزارت علی اصغر فانی، برادر زن او آقای جمال شیرمحمدی به ستاد وزارتخانه و دفاتر معاونین رفت و آمد داشت و حتی در برخی جلسات شورای معاونان هم شرکت می کرد. در تاریخ 21 اسفند 94 در صدای معلم نوشتم (اینجا) :  "این روزها با هرکی تو وزارتخانه حرف زدم . میگه جمال –ش به اعتبار نسبت فامیلی برادر زن.... توی راهرو ها و اتاق های وزارتخانه می چرخه و توی همه کارها دخالت می کنه" می پرسم : "سمتش چیه تو آموزش و پرورش ؟"  می گوید : "سمتی ندارد. کارمند تلویزیون  است. اما به اعتبار نسبت فامیلی در ستاد خیلی ها از او حساب می برند." می پرسم : چه جور دخالتی ؟   می گوید : "عزل و نصب ها  ، تصمیمات مدیریتی و کارهای سیاسی . در زیر مجموعه برخی مدیران آدم های خودش را دارد. و افرادی خارج از چارت اداری برایش خبر چینی می کنند." سیستم  مدرن اداری ایران از دوره رضا شاه شکل گرفته و قاعدتا باید شاغل ، شرایط احراز شغل را به طور قانونی داشته باشد. آیین نامه ها و مقررات همین را می گویند ،  اما نوزاد دیوانسالاری  از اول ناقص متولد شد

البته فانی عقبه سیاسی داشت و اغلب افراد مورد اعتمادش رفقای دهه شصت چپگرایش مانند کاظم اکرمی و مظفر  بودند. وزیر جدید فردی پراگماتیست از جنس محمدباقر نوبخت است. او نه اصولگرا و نه اصلاح طلب است و به دلیل غیر سیاسی بودنش در گروه اعتدالیون جای می گیرد. برخی به اشتباه این نوع مدیران را تکنوکرات می دانند. امثال نوبخت و بطحایی و الهیار برآمده از همین سیستم اداری هستند معادل این نوع مدیران را در نظام شوروی سابق آپاراتچیک می گفتند. این مدیران از نوع فرمانبر هستند و  به ندرت تا حد یک شخصیت سیاسی و یا فردی واجد تعین رشد می کنند.  کسانی که در قضیه مصوبه دنبال ایجاد کاریزما برای آقای بطحایی بودند در این طرح شکست خوردند و در آینده نزدیک متوجه می شوند که در تشخیص مصداق دچار اشتباه شدند.

 موقعیت دزفولی داماد بطحایی  از جمال شیرمحمدی برادر زن علی اصغر فانی بسیار مستحکم تر است. فانی برای  برادر زنش حکم رسمی نزد. اما بطحایی عواطف خانوادگی قوی تری دارد و پستی همه کاره به نام "دستیار ویژه وزیر " خلق کرده است. بطحایی کارهایی را که به عنوان وزیر نمی تواند انجام دهد از طریق دستیار ویژه انجام می دهد. دستیار یک پزشک متخصص ، یک رزیدنت (دانشجوی دوره تخصصی پزشکی ) است. دستیار یک راننده اتوبوس کمک راننده ای است که گواهینامه رانندگی و تجربه راندن در جاده را دارد. در مشاغل دیگر هم همین طور است . غیر از آموزش و پرورش که دستیار وزیرش مهندس است و بدون طی درجات رشد یکباره در سطحی بالاتر از معاونین و مشاورانی قرار گرفته که هرچه باشند عمری در این وزارتخانه کار کرده اند.

مدیریت سایه در آموزش و پرورش و مرد نیرومند ستاد وزارتخانه