بطحایی و وزارت آموزش و پرورش؟؟؟؟؟

هزاران اما و اگر: آیا آزموده را باز هم آزمودن توسط دولت و لابیگران به نفع معلمان است یا ؟؟؟؟؟؟؟

سوء مدیریت بطحایی،فانی و غندالی، بزرگ ترین بنگاه اقتصادی فرهنگیان را به ورطه زیان و حتی ورشکستگی کشاند.

در حوزه جذب اعتبارات مالی برای دستگاه بدهکار آموزش و پرورش،بطحایی به عنوان معاون پشتیبانی وزارت و ریاست مرکز ملی نظارت راهبردی سازمان برنامه و بودجه،فاقد توان لابی گری،اقتدار و انگیزه بود تا وزارت آموزش و پرورش کمترین بهره را از خوان بودجه کشور نصیب خود سازد.

این واقعیت را باید در نظر گرفت که ترکیب سیاسی کابینه،برآیند رویکرد اصلاح طلبانه ملت و تامین کننده مطالبات بیست و چهار میلیون رای دهنده نیست اما نکته عجیبی که در این روند پررنگ تر شده است؛،تمیز خطوط سیاسی و جناحی مدیران آموزش و پرورش است.

گویا این افراد دو برگ هویتی متفاوت در کشوی میز مدیریت خود دارند که در بزنگاه انتخابات و متناسب با دیدگاه جناح پیروز،با هدف حفظ موقعیت،یکی از آن ها رونمایی و ضمیمه پرونده می شود.

بطحایی و زرافشان در این دسته قرار دارند و هنوز کسی نمی داند که دل در گرو کدام اردوگاه سیاسی دارند.

در پایان باید به این موضوع اشاره کرد که جامعه فرهنگیان کشور از رای قاطع خود به روحانی و نفی افراط گرایی پشیمان نیست اما از دکتر روحانی به واسطه عدم معرفی چهره ای فرهیخته و کاردان برای مدیریت  کلیدی ترین وزارتخانه کشور گلایه دارد.

در این شرایط، انتظار قاطبه فرهنگیان کشور از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رای عدم اعتماد به گزینه پیشنهادی رئیس جمهور و ایجاد فرصتی جدید برای معرفی فردی شایسته جهت تصدی وزارت آموزش و پرورش است.